خرید بک لینک
برای لج با این جماعت هم که شده راهی را که میروند نمیروم. نگاه میکنم کجا میروند و کجا را نشان میدهند، نه آنجا میروم. میشوم دیو و کارهای غیر از ورا میکنم. مینویسم و میخوانم. چه برمیخورد به فلانجای عالم؟ چه نشئه و لذتی در جهان هست که نچشیدهامش؟ اینان جهانِ جانِ مرا ندیده و نشنیده

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 7:54

خدایا! آیا اینها که اینجا مینویسم نیز میتواند نامِ مناجات بگیرد یا نجوا با تو و دعا به درگاهت شرط و لازمهای دیگر دارد؟ هرچه هست، من اینگونه برداشتهام که تو هر جایی هستی و هر چیزی را میشنوی و میبینی. پس منافاتی ندارد سخن گفتن با تو یا حتی نگفتن. هنگام که متوجهِ تو هستم، در هر حالی که

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 7:54

از آغازیدنِ چیزی نو و تراواندنِ واژهای دیگر به مخاطبی ناشناس در هر جایی که فکرش را میشود یا نمیشود کرد اِبا دارم. تنها نظارهگرم. تنها چشمهایم را پر میکنم از کائنات. ذهنم روزبهروز انباشتهتر و آرامتر میشود. ضرورتها را مدام بزرگتر میکنم. سبکها سادهتر سفر میروند. بهانهٔ درس گرفت

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 7:54

این فکرها وقتی بقیه را آزار میدهد، و من لااقل در این روزهایم به این نتیجه رسیدهام که دیگران را اذیت نکنم، لزومی ندارد گفتنش. بگذار خودم را تنها بیازارد و سهمِ معاشران لبخندی و طنزکی و دلی گرم باشد. بعضی فکرها کلمه نشوند بهتر است. فکرهایی که کلمه نشوند، چیزِ دیگری میشوند و کاری دیگر میکن

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 7:54

ندارم. داشتم، در گروِ هیچ نبودم. باورم نیست. ذهن هر دقیقه بیمسئلهتر میشود. برای هر کاری زمینهای نیاز است. هر کاری نیرویی میخواهد. این دو جملهٔ ماضی هم برایم باورپذیر نیست. کاملاً یک موجودِ حسی شدهام. این باور در من تقویت شده است که به درجهای پایینتر از چهارپایان رسیدهام. رسیدن نه،

برچسب: نویسنده: دانیال باقریان تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 7:54

صفحه بندی